تبليغاتX
بوسه ی بی بهونه


همیشه تنهام .... اخه تا کی تنهایی

2 نوشته شده در جمعه سی ام دی 1384ساعت 17:48 توسط سعید |

 

      

2 نوشته شده در جمعه سی ام دی 1384ساعت 17:42 توسط سعید |

 

ای عشق مددی کن که به سامان برسی         همچون مزرعه بی آب به باران برسیم

یامن به یار برسم یــا یار به من              یا هر دو بمیریم و به پایان برسیم

2 نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم دی 1384ساعت 11:13 توسط سعید |

پرنده ای که دوسش داری رهاش کن اگه عاشقت باشه بر میگرده

وگرنه هرگز عاشقت نبوده

2 نوشته شده در دوشنبه دوازدهم دی 1384ساعت 17:48 توسط سعید |

 

منم يه شبگرد خسته

عاشق اما دل شكسته

غم تو آهنگ صدامه

شادي بروم درهاش وبسته

لبم در حسرت بوسه

يكي كه دلش بسوزه

واسهء اين تنه زخميم

گريه كار شب و روزه

كسي نيست حتي يه لحظه

سر رو شونه هاش بزارم

آشنا بشم با چشماش

پاي عشقش جون ببازم

كسي نيست غصه و غم رو

از رو شونه هام بگيره

خستگيه بي كسي رو

از تنه زخميم بگيره

مي دونم خدايي دارم

كه اونم دل نگرونه

واسهء چشماي ابريم

اسمون هم نگرونه

2 نوشته شده در یکشنبه یازدهم دی 1384ساعت 14:45 توسط سعید |

آ);}