تبليغاتX
بوسه ی بی بهونه


جای اشکاش رو شونه هام   

                                  طب دستاش رو گونه هام

 

 

2 نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385ساعت 16:55 توسط سعید |

2 نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1385ساعت 14:28 توسط سعید |

 

می توان در کوچه های زندگی پاسخ لبخند را با یاس داد

می توان جای غروب عشق را به طلوع ساده احساس داد

می توان در خلوت شبهای راز فکر رسم آبی پرواز بود

می توان تا فرصت ادراک هست با خلوص یاس هم راز بود

می توان در قلبهای بی فروغ لحظه ای برق زد و خورشید شد

می توان در غربت داغ کویر گاه آن ابری که می بارید شد

 

2 نوشته شده در شنبه بیست و ششم فروردین 1385ساعت 18:8 توسط سعید |

چشمون من تو رو می خواد خواب بهونه می کنن....

تو عالم خیالشون تو رو نشونه می کنن....

یه چیزایی یه حرفایی تو نگات ...

2 نوشته شده در پنجشنبه دهم فروردین 1385ساعت 19:18 توسط سعید |

آ);}